حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

ترجمهء احوال 13

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

ترجمهء احوال حسن پيرنيا مشير الدوله ما زلت نكتب فى التاريخ مجتهدا * حتى رأيتك فى التاريخ مكتوبا پير نائين در شهر نايين - بيست فرسنگى اصفهان و سى و پنج فرسنگى يزد - زيارتگاهى است بنام مصلى ، كه امروز مراد و مرجع اهالى نايين است و مردم را بدان اعتقادى است . درين بارگاه عارفى روى در نقاب خاك كشيده است كه « مير عبد الوهاب » نام داشت و « درويشى بىخويش و عارفى حقيقت‌انديش بود » « 1 » . حاجى عبد الوهاب از عرفاى سلسلهء نوربخشيه بود كه خلافت را از مير محمد تقى شاهى يافته بود « 2 » . محمد حسن كوزه كنانى ( آذربايجانى ) ، با پدرش محمد حسن در اوايل عهد قاجاريه از تبريز به يزد و سپس به نايين آمدند . محمد حسن خدمت پير را دريافت و مريد او شد و مقامى يافت . آقا محمد پسر حاج عبد الوهاب كه در حيات پدر درگذشته بود سه دختر داشت كه يكى را پير به مريد خود حاج محمد حسن كوزه كنانى داد . پير بسال 1212 قمرى درگذشت و در نايين مدفون شد و خلافت و لقب او به حاجى محمد حسن رسيد و اين همان حاجى محمد حسن است كه زمان عبور عباس ميرزا نايب السلطنه و پسرش محمد ميرزا از نايين براى فرونشاندن انقلابات كرمان ( 1245 ق . ) « 3 » ، هنگامى كه محمد ميرزا قليانى چاق كرد و در خانقاه بدست حاجى داد ، پير دعايش كرد و او را پادشاه آينده خواند ، « و در حضور و الا كناية و در غياب صراحة به پادشاهى محمد شاه اشارت كرد » « 4 » . حاج محمد حسن نود و چهار سال مرحلهء زندگى طى كرده و در سنهء 1250 ق . مرحوم

--> ( 1 ) - زين العابدين شيروانى ، بستان السياحه ، ذيل لغت نايين . ( 2 ) - حاجى نايب الصدر شيرازى ، طرايق الحقايق ص 96 . ( 3 ) - تاريخ كرمان مصحح نگارنده ص 382 . ( 4 ) - روضة الصفا ، جلد قاجاريه ذيل وقايع 1246 ق .